حقوق معنوی قانون ایران

 حقوق معنوی قانون ایران

رویه حقوق معنوی قانون ایران درمطالعات بسیاری مورد توجه قرار گرفته است که بیان میشود.

نیکخواه سرنقی و همکارانش (1397): «درموردحقوق معنوی قانون ایران ابتدا تلاشی درجهت توسعه متعلق وقف به غیر اعیان داشته، آنگاه به اثبات مالیت محصولات فکری ومشروعیت مالکیت معنوی میپردازند وسپس به این رسیدند که وقف درمملوکات معنوی همچون اموال عینی ممکن است.»

امینی نژاد و صفایی

امینی نژاد وصفایی (1396) نیزدرباره حقوق معنوی قانون ایران براین باورند:

«توجه به فقه مقصدگرا وشناخت دقیق ماهیّت موضوعات نوظهور، درتحلیل درست موضوع ضروری وراهگشاست.»

اکبری و حقوق معنوی

باوجودبداهت امکان نقل وانتقال«حقوق مادی»مولف، امکان نقل وانتقال «حقوق معنوی» با تردیدهایی روبرو است.

اکبری (1396) بیان میکند: که حق معنوی مولف ازجمله حقوق مولف است که نوعی مالکیت فکری تلقی میشود. دردهه های اخیرهم دربعد ملی وهم دربعد بین المللی حق معنوی مولف موردتوجه خاص قرارگرفته است.

علی اکبری بوکانی و حقیقت پور

علی اکبری بابوکانی و حقیقت پور (1396) برخلاف پیش فرض مشهور توسعة متعلّی وقف به غیراعیان را«ضمن اثبات مالیّت محصولات فکری و مشروعیّت مالکیت معنوی, مدلّل مینماید.»معتقدندوقف امور معنوی نیزازحیث حکم وضعی صحیح است.

قبولی درفشان و محسنی

قبولی درافشان و محسنی نشان دادند:

باتوجه به عدم تصریح متون قانونی ایران، دربارۀ هنرمندان مجری وحمایت ازمنافع معنوی ایشان، لاجرم حمایت ازاین منافع ازسایر راه‌ها مناسبتر است.

دراین راستا استفاده از ابزار حقوق قراردادها، حقوق عام مربوط به شخصیت و نیز قواعد مسئولیت مدنی تاحدودی راه‌گشاست؛ البته تأمین مناسب حقوق معنوی ایشان نیازمند قانون‌گذاری ویژه و پیش‌بینی صریح حق ولایت و حق حرمت و تعیین قلمروِ آنهاست.

ولی زاده و سلطانی

ولی زاده و سلطانی (1394) در موردبحث حقوق معنوی قانون ایران بیان میکنند:

«که ماهیت فقهی حقوق معنوی، اگر از موضوعات نوین باشد، مشروعیت آن حسب اصل صحت و قواعد عمومی قراردادها اثبات میشود.» ضمن آنکه بااثبات نوپدید بودن حقوق معنوی، ازدلیل سیره عقلانیز میتوان حسب تقریری، برای نیل به مشروعیت حقوق معنوی بهره جست.

ولی زاده و حقوق معنوی قانون ایران

ولی زاده و سلطانی (1393) نیز در این باره (حقوق معنوی قانون ایران) بیان میکنند:

«که وقف از موضوعات مهم احکام اجتماعی اسلام است که از جمله شرایط صحت آن، مالیت شرعی داشتن، عین بودن ، قابلیت قبض و اقباض و ابدی بودن شیء موقوفه است»؛ بر این اساس در امکان وقـف حقوق معنوی اختلاف نظرهایی هست.

نظریه بادینی در مورد حقوق معنوی

بادینی (1391) بیان میکند:

از آنجا که پاره ای ازمصادیق حقوق معنوی مربوط به شخصیت درقلمرو حقوق بشرنیزقرار میگیرد. لازم است به این پاسخ دهیم که آیا این حقوق، علاوه برضمانت اجرای مدنی ازضمانت اجرای حقوق عمومی هم برخوردارخواهندبود یا خیر؟ وآیا حقوق بشرتنها دارای «اثر عمودی» است. ومحدود به رابطه دولت وشهروندان است. ویا این که نقض این حقوق «اثر افقی» هم دارد. و ازضمانت اجرای مسئولیت مدنی میتوان دردعاوی مربوط به نقض حقوق بشرهم استفاده کرد؟

نظریات پویان و نظرزاده در مورد حقوق معنوی

پویان (1389) معتقد است:

«حقوق معنوی که به صورت اعیان درخارج وجود ندارند. وانسان نمیتواند یدمالکی یاحتی غصبی برروی آنها قراردهد. یک نحوه اعتبارات عقلی وعرفی هستند، که درفقه ثابت میشود به صورت ثمن ومثمن موردمعاوضه وبیع قرارمیگیرند.»

نظرزاده (1388) براین باور است که:

«علم حقوق نیز پا به پای دیگر علوم وفنون درمسیرپیشرفت روزافزون گام میدارد. وهرروز مسائلی نورا فراروی مکاتب مختلف حقوقی مینهدتا برای آن پاسخی درخور یابد.»

مساله حقوق معنوی قانون ایران آثار فرهنگی ازمسائل نوظهورکه این پژوهش به بررسی دوعنوان حقوقی و فقهی درحقوق ایران ومشروعیت آن درفقه امامیه میپردازد.

نظریه مهریزی در مورد حقوق معنوی

مهریزی (1383) معتقدند که:

«رعایت حقوق معنوی قانون ایران این متون ومکتوبات مربوط به آن, یکی ازمباحث بسیارمهم است.»

حقوق معنوی درشریعت اسلامی باادله عام وقواعدکلی موردتوجه است وهرچند پیشینه ای درمتون فقهی ودینی ندارد, شواهد وادله ای درباره آن وجود دارد.

روش اجتهادی

همچنین با بهره گیری ازروش اجتهادی به استناد قواعد فقهی لاضرر، حرج وبنای عقلای مبانی فقهی نظریه جبران خسارت به حقوق معنوی کودک راارائه نموده است.

نقیبی و حقوق معنوی

نقیبی (1381) نشان می دهد که:

«از مهمترین نتایج شناسایی حقوق معنوی، جلوگیری ازهرگونه تحریف، الحاق وتقلب نسبت به اثروایراد خسارت به پدید‌آورنده، مجازات متجاوزان، وجبران خسارت است.»

بدیهی است با پذیرش نظریه‌ی تعزیر مالی، محکومیت به پرداخت جریمه نیزعلاوه برحبس وشلاق اثبات میگردد.

نظریه شمس

شمس (1381) درمصاحبه باپیکانی بیان میدارد:

که مهمترین موضوع برای من بارمعنوی اثراست. واینکه مشخص شودپرداخت وتلفیق‌ موسیقی وبه کلام رساندن این اثررا اول ازهمه من انجام داده‌ام. هیچ ادعای«تشابه» ندارم؛ برای اینکه آن کارخیلی سطحی‌ است، چه ازلحاظ موسیقی وچه ازلحاظ شعر.”

منابع

پویان، مرتضی(1389). بیع حقوق معنوی وحرمت تصرف درآنها، مبانی فقهی حقوق اسلامی، شماره 6، صص 9 – 26.

اکبری، عرفان(1396). مطالعه تطبیقی حقوق معنوی مولف، قانون یار، شماره 2، صص 81 تا 100.

شمس، علی(1381). حق تقدم وحقوق معنوی، مقام موسیقایی، دانش حقوق مدنی، شماره 17، صص 58 تا 61.

علی اکبری وحقیقت پور(1396). واکاوی روائی فقهی– حقوقی وقف حقوق معنوی، دانش حقوق مدنی، شماره 12، صص46 تا 57.

امینی نژاد، علی؛ صفایی، سیدحسین (1396). تحلیل فقهی وحقوقی موانع امکان نقل وانتقال حق معنوی مولف، پژوهشهای فقه وحقوق اسلامی، شماره 47، صص  27 تا 48.

نیکخواه وهمکاران(1397). امکانسنجی فقهی وقف حقوق معنوی بانگاهی به ماده 55 قانون مدنی، آموزه های فقه مدنی، شماره 17،صص 163 – 188.

نظرزاده، مرضیه(1388).جایگاه حقوق معنوی آثارفرهنگی درحقوق ایران وفقه امامیه، فقه، شماره 59، صص 314 – 343.

390 بازدید